تاریخ انتشار : جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵ - ۶:۵۵
کد خبر : 9957

تورم و توهم دو مانع بزرگ بر سر راه ازدواج جوانان

تورم و توهم دو مانع بزرگ بر سر راه ازدواج جوانان
طی سالهای اخیر کاهش آمار ازدواج هر سال بیش از سال قبل در جامعه ایرانی طی روندی ادامه دار خودنمایی می کند. موضوعی قابل تأمل که عوامل مختلف آن را رقم زده است. از شرایط اقتصادی و تورم گرفته تا توهمات و توقعات غیرمنطقی و تربیت خانوادگی و وابستگی به والدین و فضای مجازی و غیره که در این یادداشت بطور مختصر مورد پردازش قرار می گیرد.

تورم افسارگسیخته و شرایط دشوار اقتصادی، حاصل سیاست‌های ناکارآمد و مشکلات ساختاری اقتصاد کشور، از یک سو عرصه را بر تشکیل خانواده جوانان تنگ کرده است و از سوی دیگر، برخی تصورات غیرواقع‌بینانه از زندگی، توقعات بیش از حد و تمایل به پیمودن راه صدساله در یک شب، جوانان را با موانع دیگری مواجه ساخته است.

در این یادداشت تلاش شده است با نگاهی تحلیلی و موشکافانه، به این دو پیچ سخت[توهم و تورم] در مسیر زندگی جوانان و خانواده‌ها پرداخته شود؛ شاید بتوان گوشه‌ای از ناهنجاری‌ها و مشکلات موجود در امر ازدواج را به عرصه تحریر درآورد.

بی‌تردید، عدم تمایل یا تأخیر جوانان در ازدواج، به‌ویژه پسران، صرفاً ناشی از مشکلات اقتصادی و اشتغال نیست. در کنار این عوامل، توقعات غیرمنطقی و برخی نگرش‌های نادرست نیز وجود دارند که مانع شکل‌گیری بسیاری از ازدواج‌ها می‌شوند.اگر واقع‌بینانه به موضوع ازدواج در جامعه امروز نگاه کنیم، درمی‌یابیم که موانع پیش روی جوانان، مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و تربیتی است.

 

نخست؛ مشکلات اقتصادی و اشتغال.

 

بدون شک؛ یکی از مهم‌ترین موانع ازدواج جوانان، وضعیت نامناسب اقتصادی، بیکاری، درآمد ناکافی و دشواری تأمین مسکن و هزینه‌های اولیه زندگی است.

جوانی که از داشتن شغل و درآمد نسبتاً پایدار محروم است، چگونه می‌تواند با اطمینان خاطر برای تشکیل خانواده برنامه‌ریزی کند؟

در چنین شرایطی، نمی‌توان از جوانان انتظار داشت بدون فراهم بودن حداقل امکانات اقتصادی، مسئولیت سنگین تشکیل خانواده را بر عهده بگیرند.

 

دوم؛ توقعات غیرواقع‌بینانه و توهم زندگی بی‌نقص

 

مانع دیگر، توقعات غیرمعقول و نگرش‌هایی است که برخی جوانان، گاه ناخواسته، گرفتار آن شده‌اند.بعضی از جوانان تصور می‌کنند برای آغاز زندگی مشترک باید تمام امکانات اقتصادی، شغلی و رفاهی از صفر تا صد فراهم باشد.

در نگاه این گروه، ازدواج زمانی امکان‌پذیر است که خانه، خودرو، شغل مناسب، درآمد بالا و تمام امکانات یک زندگی ایده‌آل فراهم شده باشد.

البته داشتن حداقل امکانات برای شروع زندگی ضروری است، اما تبدیل کردن زندگی مشترک به مجموعه‌ای از خواسته‌های تمام‌نشدنی، می‌تواند فرصت ازدواج را از جوانان بگیرد.

 

سوم؛ تربیت نادرست و وابستگی بیش از حد به والدین

 

یکی دیگر از موضوعات قابل تأمل، شیوه تربیت برخی فرزندان در خانواده‌هاست.متأسفانه بعضی والدین، به‌ویژه در سال‌های اخیر، تمام تلاش خود را صرف تأمین رفاه و آسایش فرزندان کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که فرزندان از دوران کودکی تا بزرگسالی کمتر با مسئولیت‌های فردی و دشواری‌های زندگی آشنا می‌شوند.

این توجه و محبت والدین، اگر از حد تعادل خارج شود، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.جوانی که تا پیش از ازدواج تمام امور شخصی‌اش توسط پدر و مادر، به‌ویژه مادر، انجام شده است، ممکن است پس از ورود به زندگی مشترک با واقعیت‌های تازه‌ای روبه‌رو شود.

او باید یاد بگیرد برای انجام امور روزمره زندگی، از خرید نان گرفته تا نظافت منزل، آماده کردن صبحانه، ناهار و شام، شست‌وشوی لباس‌ها و سایر مسئولیت‌ها، خود نیز مشارکت داشته باشد.

در خانه پدری ممکن است همه این امور بدون درخواست و زحمت او انجام شده باشد، اما زندگی مشترک چنین شرایطی را تضمین نمی‌کند.از سوی دیگر، همسر او نیز انسانی مستقل با حقوق، انتظارات و مسئولیت‌های متقابل است و قرار نیست تمام وظایف خانه و زندگی را یک‌طرفه بر عهده بگیرد.

در چنین شرایطی، اگر جوان از ابتدا برای پذیرش مسئولیت‌های زندگی آماده نشده باشد، ممکن است به‌تدریج احساس کند ازدواج به‌جای آرامش، برای او دردسر ایجاد کرده است.

این مسئله در برخی موارد می‌تواند زمینه‌ساز اختلافات خانوادگی و حتی جدایی شود.

البته نباید از نظر دور داشت که مسئولیت اداره زندگی مشترک بر عهده هر دو زوج است و تربیت مسئولیت‌پذیرانه دختران و پسران، هر دو، اهمیت دارد.

 

چهارم؛ وابستگی افراطی به فضای مجازی و روابط غیرسازنده

 

مانع دیگری که در سال‌های اخیر قابل توجه است، وابستگی افراطی برخی جوانان به فضاهای مجازی و غیرواقعی است. فضاهایی که گاهی به‌جای تشویق جوانان به خودباوری، تلاش، مهارت‌آموزی و سخت‌کوشی، آنان را به مقایسه دائمی زندگی خود با دیگران، نارضایتی، تنبلی و جست‌وجوی مقصر سوق می‌دهند.

مشاهده زندگی‌های به‌ظاهر لوکس و بی‌دغدغه در شبکه‌های اجتماعی، ممکن است این تصور را ایجاد کند که زندگی واقعی نیز باید همیشه بدون مشکل و سرشار از امکانات باشد.

در حالی که بسیاری از آنچه در فضای مجازی به نمایش گذاشته می‌شود، تمام واقعیت زندگی افراد نیست.

از سوی دیگر، افراط در برخی روابط دوستانه و سرگرمی‌های وقت‌گیر نیز می‌تواند فرصت تفکر، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری عاقلانه برای تشکیل خانواده را از جوانان بگیرد.

البته دوستی و ارتباط اجتماعی به‌خودی‌خود امری منفی نیست، بلکه مسئله اصلی، افراط و وابستگی‌هایی است که مانع رشد فردی و پذیرش مسئولیت می‌شوند.

 

پنجم؛ ضرورت مسئولیت‌پذیری و آمادگی برای زندگی مستقل

 

با توجه به موارد مطرح‌شده، نمی‌توان تمام موانع ازدواج جوانان را صرفاً در بیکاری و مشکلات اقتصادی خلاصه کرد.اگرچه مشکلات اقتصادی نقش بسیار مهمی دارند، اما تربیت خانوادگی، فرهنگ اجتماعی، نگرش جوانان به زندگی و میزان مسئولیت‌پذیری آنان نیز در این موضوع تأثیرگذار است.

متأسفانه گاهی والدین در حد توان و حتی فراتر از توان اقتصادی خود، تمام امکانات و نیازهای فرزندان مجردشان را تأمین می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که برخی جوانان حتی برای انجام ساده‌ترین امور شخصی خود نیز به والدین وابسته می‌مانند.

ممکن است جوانی در خانه پدری حتی برای برداشتن یک لیوان آب نیز منتظر دیگران باشد، در حالی که همین فرد پس از ازدواج باید مسئولیت بخش مهمی از امور زندگی را بر عهده بگیرد.

آیا بهتر نیست خانواده‌ها از دوران کودکی، فرزندان خود را با مسئولیت‌های فردی و اجتماعی آشنا کنند؟

آیا بهتر نیست جوانان پیش از ازدواج، مهارت زندگی مستقل، مدیریت هزینه‌ها، مشارکت در امور منزل و تحمل دشواری‌های متعارف زندگی را بیاموزند؟

بدون تردید، آینده هر جامعه‌ای به جوانانی مسئولیت‌پذیر، پرتلاش و دارای قدرت تصمیم‌گیری وابسته است. جامعه‌ای که در آن نسل جوان از پذیرش مسئولیت‌های اولیه زندگی ناتوان باشد، در آینده با مشکلات اجتماعی و فرهنگی بیشتری مواجه خواهد شد.

 

ششم؛ مسئولیت حاکمیت در فراهم کردن زمینه ازدواج

 

با وجود تمام مطالب مطرح‌شده، نباید چنین برداشت شود که مسئولیت ازدواج جوانان صرفاً بر عهده خود آنان و خانواده‌هایشان است.

اتفاقاً دولت و حاکمیت وظیفه دارند شرایط حداقلی اقتصادی، اشتغال و مسکن را برای نسل جوان فراهم کنند. نمی‌توان از جوانی که شغل مناسب و درآمد کافی ندارد، انتظار تشکیل خانواده داشت و در عین حال، از مسئولیت سیاست‌گذاران در قبال وضعیت اقتصادی جامعه چشم‌پوشی کرد.

به اعتقاد نگارنده، یکی از راهکارهای قابل طرح ، پرداخت تسهیلات بلندمدت متناسب با شرایط اقتصادی روز به جوانان در آستانه ازدواج است.

برای نمونه، می‌توان پیشنهاد پرداخت سه میلیارد تومان تسهیلات بلندمدت، با بازپرداخت حداقل بیست‌ساله، به هر یک از زوجین یا به هر خانواده تازه‌تشکیل‌شده را مورد بررسی قرار داد این مبلغ برای حاکمیت و دولت قابل اجراست چون ثروت و سرمایه سرشار کشور در اختیار حاکمیت است و عدم پرداخت این مبلغ با مدت بازپرداخت ذکر شده برای زوجین جوان قابل توجیه نیست و توجیه آن توسط هر شخصیت حقوقی حاکمیتی رافع مسئولیت دولت و هیئت حاکمه نمیشود .

مبلغ پیشنهادی می‌تواند با توجه به شرایط روز اقتصاد و نیازهای واقعی جوانان، در سه بخش اصلی مورد استفاده قرار گیرد:

۱. حدود یک میلیارد تومان برای تأمین جهیزیه و امکانات اولیه زندگی.

۲. حدود یک میلیارد تومان برای هزینه‌های ضروری ازدواج، مراسم و مخارج آغاز زندگی مشترک.

۳. حدود یک میلیارد تومان برای ایجاد زمینه اشتغال، سرمایه اولیه یا تأمین بخشی از نیازهای مربوط به مسکن.

البته میزان و شیوه پرداخت این تسهیلات باید با بررسی کارشناسی، تأمین منابع مالی دولت و توان بازپرداخت زوجین تعیین شود.
این مطالبه به‌هیچ‌وجه غیرمنطقی نیست؛ زیرا دولت و حاکمیت در برابر آینده نسل جوان و فراهم کردن زمینه تشکیل خانواده مسئولیت دارند.

سخن پایانی

ازدواج، تنها پیوند دو جوان نیست؛ بلکه بنیان شکل‌گیری خانواده و یکی از مهم‌ترین پایه‌های سلامت اجتماعی جامعه است. برای عبور از بحران ازدواج، نه می‌توان صرفاً به مشکلات اقتصادی اشاره کرد و نه می‌توان همه تقصیرها را متوجه جوانان و خانواده‌ها دانست. حل این مسئله نیازمند نگاهی چندجانبه است؛ از یک سو، دولت باید با سیاست‌گذاری صحیح، زمینه اشتغال، درآمد و مسکن مناسب را فراهم کند و از سوی دیگر، خانواده‌ها باید فرزندان خود را مسئولیت‌پذیر، مستقل و واقع‌بین تربیت کنند.

جوانان نیز باید بدانند که زندگی مشترک، برخلاف برخی تصورات، یک زندگی بی‌دردسر و بدون مسئولیت نیست؛ بلکه مسیری است که با همکاری، گذشت، تلاش و پذیرش مسئولیت‌های متقابل معنا پیدا می‌کند.

در نهایت، ازدواج موفق نه با توهم داشتن همه امکانات آغاز می‌شود و نه با نادیده گرفتن مشکلات اقتصادی؛ بلکه با ترکیبی از واقع‌بینی، مسئولیت‌پذیری، حمایت خانواده‌ها و فراهم بودن حداقل امکانات از سوی حاکمیت شکل می‌گیرد.

نویسنده:

اسماعیل نایب زاده طولابی

فعال سیاسی و رسانه ای

 

خبرنگار::

سهراب فرشاد
سهراب فرشاد
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

تبیلغات